ضد یادها

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
نویسنده : بهار - ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱٢ دی ۱۳۸٩
 

 

امشب دریچه ای جدید  رو به تاریخ باز می شود . ساعت ها ، دقیقه ها و لحظه ها رنگ و بوی تازگی به خود می گیرند و تقویم ها درخشش  سال 2011 را نشان خواهند داد .

فارغ از نژاد ، ملیت و دین طراوت سال جدید چه  با آن همراه شویم یا  حتی آن را نادیده بگیریم، ما را دربر  خواهد گرفت و جهان از ساعتی دیگر  سال جدیدی را به خود می بیند.

امشب می خواهم در آستانه آغاز سال جدید به همه سلام بگویم.سلام، سلام، سلام....

این واژه مقدس که به نظر من همیشه سرچشمه  نیکی هاست و نام مبارک پروردگار..

امشب می خواهم به همه لحظه های زیبای در راه سلام بگویم.

به همه کودکانیکه در سال جدید منتظر به دنیا آمدن هستند و ازتلالو چشمان زیبایشان جهان درخششی تازه خواهد یافت.

سلام به همه لحظه های نابی که انسانی چشم به ستارگان می دوزد و خود را لحظه ای ،حتی فقط لحظه ای برابر با کلی می بیند که با تمام ناشناخته بودن، او را با جذبه ای  عمیق  مجذوب خود کرده است.

سلام به شب ..

سلام به آسمان

 سلام به ابرهای بی دوام..

سلام به تمامی ذرات هوا

سلام به مادر زمین که از رویشی دیگر بارور است

سلام به تمام حیوانات، اسب ها ، بزها ، کلاغ ها ، ماهی ها

سلام به خورشید توانا

سلام به ستارگان دلفریب شبهای بی مهتاب

سلام به تک تک دوستان

سلام به همه آنهایی که روزی مرا عاشق خود کردند و عشق بزرگ  آنان هدیه ای بود به من

سلام به تمام کسانیکه می شناسم

سلام به تمام آنهایی که نمی شناسم

 و سلام به موجودی به نام انسان

امشب می خواهم دعا کنم . طلب خیر و برکت ، دوام و سلامت ...

می خواهم برای تمام کسانیکه در این دنیا ظلم می کنند ، قلبی را می شکنند ، اشکی بر چشمی جاری می کنند و هیچ وقت نمی فهمند لذت همدل و یکرنگ بودن با دیگران چیست دعا کنم. طلب اینکه وجود آزردشان چنان از عشق و شور لبریز شود و نور شادی بر اندرون تاریکشان تابیدن بگیرد که هر لحظه بودنشان  تجلی انسان گردد.

می خواهم برای تمام کسانیکه خسته از خود ، نمی توانند با قتل و خشونت  ، تجاوز  مرهمی  بر زخمهای کهنه و عقده های خویش بیابند، طلب آرامش و رحمت کنم.که اینان قربانیان غفلت دیگرانند و جهالت خود..

می خواهم برای تمام کسانیکه راه عشق ورزیدن را می دانند و دستهای خداوندند بروی زمین  طلب تداوم کنم، که این دسته خود    می مانند و گویی وارثنان زمین اند.

می خواهم برای تمام کسانیکه  برکت بودنشان ، بهانه ایست برای چرخش زمین و طلوع خورشید طلب سلامتی و شادکامی کنم، که آنان سلامت و شادمان ترینند در این دنیا...

می خواهم دعا کنم برای صلح و همدلی و نه برای پایان جنگ و همدردی که نه ضد جنگ بودن را می خواهم و نه درد مشترک را...

 می خواهم دعا کنم برای موجود بی پناهی به نام بشر که لحظه ای آرامش یابد از احساس گمگشتگی و بی پناهی، که اگر بی پناه نباشد ، نه سلاحی می خواهد و نه رویای قدرتی...

می خواهم دعا کنم برای تو ، برای دستانت که می کارد، برای لبانت که این دعاها را با من زمزمه می کند و برای چشمان پر امیدت که به روزهای خوب آینده دوخته شده است.

برای قلب پر امیدت که آرزومند است و برای وجود با ایمانت که عاشقانه از هر لحظه زندگی، تجربه ای یگانه می سازد...

سال 2011 را به مسیحیان عزیز و تمامی آنانی دین و آیئنی جز نیکویی ندارند، تبریک می گویم.