ضد یادها

بودن
نویسنده : بهار - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱٦ امرداد ۱۳٩۱
 


گاهی از خودم می پرسم آیا تمام خاطراتی که هر  روز   در من مثل حسی گنگ , تصویری مبهم یا  ملودی غمگین اما خوشایند نواخته میشود  فقط  از تجربیات  همین عمر شکل بسته یا نشانه ایست نهفته  از جهانی دیگر ، بودنهایی دیگر....

خاطراتی که هر روز  با  نشانه ای کوچک ، مرا به  نهتوی ناخود آگاه و رویا  می برد.   نشانه های بی تعبیر که بودنت را  ناگهان معانی دیگر می بخشد

مثل وقتی که تماشای   نسیم بر  شاخه های بی قرار  لرزان بیدی  ، ناگاهان تو  را تمام قد  به درختی بدل می کند .

 یا  گذر   پیرزنی عصا زنان از کنارت ،  می تواند تو  را در یک آن به اندازه تمام  خستگی و کهولت او  فرتوت  کند .........