ضد یادها

در هر چیزى سرى نهفته است
نویسنده : بهار - ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۳ آذر ۱۳٩۱
 

امشب  وقتی  پیرمرد  تاتر  "هفت شب با مهمانی ناخوانده  "گفت :"در هر چیزى سرى نهفته است."بی اختیار  این جمله را زیر لب با خودم  تکرار کردم.

آنروز آن جلسه گذاشته شد و من به طرز خنده دارى دقیقاً  به همان ترتیبى که حدس مى زدم از شرکت آمدم بیرون.البته با این تفاوت که قبل از بیرون آمدنم  یک نامه استعفا نوشتم و به جاى دلیلش نوشتم "به دلىل مسایل شخصى" و با لبخندى بر لب  از شرکت خداحافظى کردم.

البته الان  می فهمم که کلاً مسائلى که من در زندگی با آنها  مواجهه  هستم ،بطرز عجیبى کاملا شخصیست و دیگران احساس خاصى راجع به این  مسایل ندارند.

شاید هم به قول آن  پىرمرد "در هر چیزى سرى نهفته باشد."کسى چه مى داند؟ البته هر کسى از مسایل تحلیل شخصى خودش را  دارد.تحلیل هایى که باعث می شود  مسایل  راحتتر از سر بگذراند..

بنابراین من هم به نقل از  پىرمرد ساده تاتر  با خودم  تکرار می کنم "چىزایى تو زندگی هست که ما به ازایى نداره." شاىد دلیل استعفاى من هم احترام و توجه به  یکى از همىن چیزها بود...

 

این نوشته مربوط به دوماه پیش است که نمی دانم چرا پست  نکرده بودم.