ضد یادها

اتاقی از آن خود
نویسنده : بهار - ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز ٢۱ آبان ۱۳٩٠
 

 

گاهی روزها هر کداممان اتاقی می خواهیم فقط برای خود

برای اینکه چشمانمان را ببندیم ، با کفش روی تخت  یکنفره اش  خود را رها کنیم

کتاب مورد علاقه مان را دست بگیریم، آن را روی صورتمان بگذاریم ، بو کنیم و بگذاریم اشک روی گونه هایمان کاغذهای زرد آن را خیس کند

بالبخندی بر لب به قاب عکس های روی دیوارش خیره بشویم   و به  احترام  یادهای عزیز  گذشته گلدانهای اتاق تنهایی مان را آب دهیم

 گاهی پنجره های اتاقمان  را بگشاییم و برای کودکانی که از مدرسه برمی گردند  دستی تکان دهیم و از تماشای   باقیمانده  روز مان کیفور شویم.

اتاقی خلوت  برای اینکه تنهایی خودمان و یا شاید خود تنهایمان  را در آغوش بگیریم و به این  فکر کنیم که چقدر دلمان برای این تنهایی عزیز تنگ شده.